─┅═༅𖣔𖣔𖣔🕊🦋🕊𖣔𖣔𖣔༅═┅

بدون تو خیالت تخت، دل ویرانه و تنهاست!

 

و می میرد شبی که با مرورت غرق رویاهاست

 

ازین تنهای بیچاره فقط تو مانده و یادت!

 

کسی پرسید نامم را که یادم رفته مدتهاست!

 

تمام کوچه ها حتی خیابانهای بعد از تو 

 

به یادِ خاطراتت غرقِ بیتابیِ جانفرساست

 

به جای خواب، بیدارم! به بیداری گم و گنگم 

 

میان خنده ی تلخم پریشان حالی ام پیداست

 

تصور میکنم هستی، که باشی در کنار من  

 

جنونِ عشق را دریاب این رویای یک لیلاست...

 

برو پشت سرت آبی نمیریزم، همه اشک است!

 

اگر هم مانده ام تنها و بی کس این گناه ماست

 

سمیه تقوی (پرنده شرقی)

نوشته شده در یکشنبه یکم فروردین ۱۴۰۰ساعت توسط پیمان| |