دخترک خنده زنان گفت: که چیست


راز این حلقه زر


راز این حلقه که انگشت مرا این چنین تنگ گرفته است به بر


راز این حلقه که در چهره او


اینهمه تابش و رخشندگی است


مرد، حیران شد و گفت:


حلقه خوشبختی است، حلقه زندگی است


همه گفتند: مبارک باشد


دخترک گفت: دریغا که مرا


باز در معنی آن شک باشد


سالها رفت و شبی


زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه زر


دید در نقش فروزنده او


روزهایی که به امید وفای شوهر


به هدر رفته، هدر


زن پریشان شد و نالید که وای


وای، این حلقه که در چهره او


باز هم تابش و رخشندگی است


حلقه بردگی و بندگی است


                                                        «فروغ»

 

نوشته شده در سه شنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۰ساعت توسط پیمان| |