تو نبودی وقتی رو سقف شبم

 

دست هیچ کسی چراغی نگرفت

 

وقتی هیچ کسی به غیر از بی‌کسی

 

بعد تو از من سراغی نگرفت

 

تو ندیدی وقتی چترت رو سرِ

 

هر کی وا شد سیل بارون می‌شدم

 

تو قدم که می‌زدی هر جای شهر

 

من زمینِ اون خیابون می‌شدم

 

عشق یعنی صد ساله دیگه‌م بهش حسی که داری

 

توی دلت جوونه

 

عشق یعنی همه بفهمن برای اون چه کردی ولی

 

خودش ندونه

 

تو نمی‌تونی بفهمی حالمو

 

به جنون بد دارم عادت می‌کنم

 

من به هر کسی که می‌بینه تو رو

 

با همه جونم حسادت می‌کنم

 

عشق یعنی صد ساله دیگه‌م بهش حسی که داری

 

توی دلت جوونه

 

عشق یعنی همه بفهمن برای اون چه کردی ولی

 

خودش ندونه

 

خواننده: سینا سرلک

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۹ساعت توسط پیمان| |

این گل سرخ من است !

 

دامنی پر کن ازین گل که دهی هدیه به خلق،

 

که بری خانه دشمن!

 

که فشانی بر دوست!

 

راز خوشبختی هر کس به پراکندن اوست!

 

در دل مردم عالم، به خدا

 

نور خواهد پاشید،

 

روح خواهد بخشید.»

 

تو هم، ای خوب من ! این نکته به تکرار بگو!

 

این دلاویزترین حرف جهان را، همه وقت

 

نه به یک بار و به ده بار، که صد بار بگو!

 

«دوستم داری»؟ را از من بسیار بپرس!

 

«دوستت دارم » را با من بسیار بگو !

 

فریدون مشیری

نوشته شده در یکشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۹ساعت توسط پیمان| |

آدمهایی هستند در زندگیتان؛

 

نمی گویم خوبند یا بد..

 

چگالی وجودشان بالاست...

 

افکار،

 

حرف زدن،

 

رفتار،

 

محبت داشتنشان

 

و هر جزئی از وجودشان امضادار است...

 

یادت نمی رود

 

"هستن هایشان را..."

 

بس که حضورشان پر رنگ است.

 

ردپا حک می کنند، اینها روی دل و جانت...

 

بس که بلدند "باشند"...

 

این آدمها را، باید قدر بدانی...

 

وگرنه دنیا پر است از آن دیگرهای

 

بی امضایی که شیب منحنی حضورشان، همیشه

 

ثابت است...

 

قیصر امین پور

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۹ساعت توسط پیمان| |

بند ِ دل ِ من

 

به لبخندهای تو بند است

 

برای دوست داشتنت اما

 

لبخندهایت را نه

 

دلت را لازم دارم! ...

 

علی قاضی نظام

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۹ساعت توسط پیمان| |

ﭼﻪ ﺍﻳﺪﻩ ﺑﺪﻱ ﺑﻮﺩﻩ، ﺩﺍﻳﺮﻩ ﺍﻱ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺳﺎﻋﺖ! 

 

ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻴﮑﻨﻲ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻓﺮﺻﺖ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻫﺴﺖ...

 

اما ﺳﺎﻋﺖ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ؛ ﺯﻣﺎﻥ ﺩﻭﺭ ﻳﮏ ﺩﺍﻳﺮﻩ ﻧﻤﻲﭼﺮﺧﺪ!

 

ﺯﻣﺎﻥ ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﺧﻄﻲ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﻣﻲ ﺩﻭﺩ

 

ﻭ ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ،

 

ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ،

 

ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﻴﮕﺮﺩﺩ...

 

ﺍﻳﺪﻩ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﺩﺍﻳﺮﻩ، ﺍﻳﺪﻩ

 

ﺟﺎﺩﻭﮔﺮﻱ ﻓﺮﻳﺒﮑﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ!

 

ﺳﺎﻋﺖ ﺧﻮﺏ، ﺳﺎﻋﺖ ﺷﻨﻲ ﺍﺳﺖ!

 

ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻳﺎﺩﺁﻭﺭﻱ ﻣﻴﮑﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺍﻧﻪ 

 

ﺍﻱ ﮐﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﻲ ﮔﺮﺩﺩ…

 

احمد شاملو

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۹ساعت توسط پیمان| |