مـن از تـو دل نمیبرم، اگـر چه از تـو دلـخـورم

اگـر چـه گفته ای تـو را، بـه خـاطرات بسپرم

هـنـوزم هم خیـال کن، کـنـار تـو نـشسته ام


مـنی کـه در جـوانییـم، بـخاطرت شکسته ام

تـو در ســراب آیـنـه، شبـانـه خـنـده مـیکنـی


منه شکست داده را، خـودت بـرنـده مـیکنـی

نـیـامـدی و سـالـها، نـظـر بـه جـاده دوخـتــم


بیا ببین که بی تو من، چه عاشقانه سوختـم

رفـیـق روزهـای خــوب، رفـیـق خـوب روزهـا!


همیشه مـاندگـار مـن، همیـشه در هـنـوزهـا

صـدا بـزن مـرا شـبی، به غربتی که ساختی


به لحظه ای که عشق را، بدون من شناختی

امیر ارجینی
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۱ساعت توسط پیمان| |