ای عــاشق در انتـظار چـه نشسـتی

 

در انتظار بادهای پاییز، بارانهای بهاری

 

بـرگهـای پـاییزی، بـارانـهـای بهـاری

 

برگهای زرد و یا شکوفه ای ارغوانی

 

در انتظار کدامی، انتظار بیهوده ست

 

پــنـجـره را بــاز کــن جـدا را بشـکن

 

غبار را بشوی و خاطره ها را به خاطره ها بسپار

 

تا پــایــان، پـایـانهـا مـانـده اســـت

 

این است زندگی، این است روزگار


 


«با آرزوی زندگی ای سرشار از شادی و سلامتی و ثروتمندی»

 

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۰ساعت توسط پیمان| |