عشق را تن پوش جانم می کنی

 

چـتـری از گـل سایبـانـم می کنی

 

ای صـدای عـشـق در جـان و تنـم

 

ایـن سـکـوت سـاده و تـنـهـا مـنم

 

مـن پــر از انـدوه چـشـمـان تــوام

 

آشـــنـــای دل پـــریــشــان تــوام

 

آتش عـشق تو در جان من است

 

عـاشقی معنـای ایمان من است

 

کـی بـه آرامی صدایم می کنی؟

 

از غــم دوری رهــایــم می کنی؟

 

اي كه در عشق و صداقت نوبري

 

كي مرا با خود از اينجا مي بري؟

 

منصور دانش

نوشته شده در دوشنبه یکم آذر ۱۳۹۵ساعت توسط پیمان| |