پروانه

صـدایـی بـه رنـگ صـدای تو نیست

به جز عشق، نامی برای تو نیست

شــب و روز تــصـویـر مـوعـود مــن

در آیینه جز چشـم هـای تـو نیست

تـنِ جــاده از رفـتـنـت جـان گـرفـت

رگ راه جـز ردِّپـــای تـــو نــیـسـت

مـزار تـو بـی مـرز و بـی انـتهاست

تو پاکیّ و این خاک جای تو نیست

بــه تـشـیـیـع زخـم تـو آمــد بـهـار

که جز سبز رخت عزای تـو نیست

کـسـی کـز پـی اهـل مــرهـم رود

دگـر شـیـعـۀ زخـم های تو نیست

بـه آن زخـم هــای مـقـدّس قـسم

که جز زخم مرهم برای تـو نیست

قیصر امین‌پور

نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد ۱۳۹۱ساعت توسط پیمان| |