صداش کنی فقط بگه جانم نگاش کنی بگه دوست
دارم تویی نفس همین و بس
صداش کنی به اسم کوچیکش نگاش کنی نگات
کنه با عشق تویی نفس همین و بس
قبل از تو هیچوقت بعد از تو هیچکس جانم نشد
یارم نشد هی دل ای دل ای دل
بارون و عطرت من زیر چترت آروم بشم آرامشم
هی دل ای دل ای دل
عاشق اسمم شدم تا صدا کردی منو مستم از این دیوونگی
اصلا قبول هرچی بگی دل از احساس تو حظ کرد
من که دورم از همه یه تو باشی بسمه این حس خوب لعنتی
وقتی با من هم صحبتی حالمو خیلی عوض کرد
خواننده: شاهین بنان
تو تا حالا از توی عکس به من خیره شدی؟
تا حالا با دیدن عکسم بهم لبخند زدی؟ بهت نگفتم
اما من این کار رو کردم. ساعتها نشستم و نگات کردم.
نگو دیوونه شدم، چون بودم.
فقط عکس، آدم رو دیوونهتر میکنه. چون
میخواد یه چیزی بگه و نمیگه. نوک زبونشهها،
اما جون به لبت میکنه. تا حالا به چشمهای توی
عکس زل زدی؟ خوبی عکست اینه که پلک نمیزنه، خسته نمیشه.
بیخبر نمیره. من بعد از نبودنت با عکست حرف میزنم،
تو بیمن با کی حرف میزنی؟
خوش به حال اونایی که صدات رو میشنون. بدی
عکس اینه که صدا نداره، یا اگه داره من نمیشنوم. داره؟
اگه صدا داشت ازش میپرسیدم کجای دنیایی.
میدونستی فاصلهی بین واقعیت و خیال یه پلک زدنه؟
کافیه به عکست خیره بشم، حالا صدات رو هم میشنوم که میخندی.
بخند. با صدای بلند.
اصلا همین که میخندی کافیه.
حتی مهم نیست کجای دنیایی...
پویا جمشیدی
برگی شده افتاده ام از شاخه به کویی
چون باد مرا می بری اما به چه سویی
این چیست که جذبش شده ام موی تو ؟ هرگز
دلبستگی آن نیست که بسته است به مویی
ای غنچه که در عمق دلم ریشه دواندی
عشقی و عجب نیست که از سنگ برویی
من با تو چه باید بکنم عشق گریزان
با صید چه باید بکند ببر پتویی
می خواهی ام اما به چه عنوان به چه منطق
می خواهمت اما به چه قیمت به چه رویی
من بغض تو هستم چه نباری چه بباری
من راز تو هستم چه بگویی چه نگویی
یاسر قنبرلو
